تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


گل پسر 3  

روزای دیگه که می اومدم نفس خاله خواب بود
میبوسیدمش یواشکی و می اومدم
امروز چون دیشب کلی بازی کرده بود و حموم هم رفته بود موقع عمو پورنگ دیدن دیدم خوابیده 
صبح زود بیدار شد به خاطر خواب زیاد دیشب
حموم هم رفته بود تمیز بود بچه ام و بوووووووووووسیدنی
هی رفتم حاضر شم هم اومدم بوسیدمش
مگه سیر میشه آدم
دل کندم ازش تا ظهر که برم خونه
روزامو خیلی شیرین کرده
اگه هدیه سالگرد تاسیس ... رو بدن و نخورن ی آبم روش 
میرم چشم پزشکی
واجبه

ادامه مطلب  

 

نمیدونم چرا بیخواب شدم
امروز زیاد خوابیدم واسه همینه احتمالا
پبذارین از ناهار امروز بگم
امروز بعد از امتحان که اومدم 
مامانم نبود اول می خواستم دو تا تخم مرغ هم بزنم بعد نظرم عوض شد و 
اسفناج پلو پختم 
دستور پخت و از اینترنت گرفتم 
خیلی خوش مزه شد
.....
 

ادامه مطلب  

هواي دنيا  

دلگیرم از تمام كائنات. كاش در زندگی استثنا هم بود. 
و بی اعتمادم به همه واژه های عاشقانه و ناامید از لمس ملاك های انسانیت بر روی زمین. 
و حتی مشكوكم به اینكه پنج انگشت دست  یكی نیستند. 
مگر می شود ذات ادم ها انقدر شبیه هم باشد و اعضای بدن فردی واحد متفاوت؟
گویا ما ادم ها انقدر زمینی شدن را باور كردیم و پذیرفتیم كه روحمان یادمان رفته است و
دور جسممان هم حصاری از جنس خار كشیده ایم و اجازه نفوذ نمی دهیم. 
وای چقدر غم انگیز شده هوای این روزها وقتي....


ادامه مطلب  

 

صبح ساعت هشت تحلیلی داشتم.فقط منو کرمانشاهانی بودیم.احتمالا درسش حذف میشه.اومدم خوابیدم تا ساعت 12.اماده شدم کلاس داشتم ساعت 1تا5..دربی استقلال برد..ساعت پنج تقریبا با محمدرضا رفتم سمت رستوران رز سفید..برای کار..شرایطش جور نبود.چنجا دیگ هم رفتیم..بعدش رفتیم بازار خرید کردیم.میوه و تره بار خریدیم.بعدش رفتیم شیرموز بستنی خوردیم.بعدش دربست گرفتیم اومدیم س راه..گفتم بریم دریا؟محمدهم قبول کرد.تا ساحل دانشگاه رفتیم ترسناک بود برگشتیم رفتیم پارکینگ

ادامه مطلب  

 

مدرسه میرم به اصرار دوستم میرم پیشش حسش نبود اصلا. کارای گرافیکش دستمه موقته.امروز دوستم قاطی کرد با مدیره بحثش شد کلی باهاش حرف زدم. گفتم تو بری منم میرم به هوای تو اومدم چرا پای منو کشیدی وسط حوصله ندارم. روزا میان و میرن هفته بعد مراسم چهلم گرفته میشه. 

ادامه مطلب  

من فراموش نمیکنم : 6  

.چند دقیقه زودتر از بقیه بچه ها اومدم بیرون و رو نیمکتی که تو پیاده رو بود نشستمیه نخ سیگار از جیبم درآوردم و گذاشتم کنج لبمیعنی میلاد و رویا؟چقدر خوبه که میلاد بالاخره داره میخندهدست کردم تو جیبم تا سیگار روشن کنم ولی هرچی گشتم انگار فندک همرام نبودچرا هنوز عادت نکردم به نبود فندک ، شیش ماهی میشه که فندک همراه خودم نمیارم تا سیگارو ترک کنم و تا حدی هم موفق بودم فردینی که روزانه حداقل شش هفت نخ میکشید الان به هفته ای یکی دو نخ رسیدهسعید و بچه

ادامه مطلب  

عادل دانتیسم  

رفت؛ نماند؛ نبود؛ نديدرفت که رفتنماند که نماندنبود که نبودنديد که نديدخودت را در آینه نگاه کن !مرور کن هرروز رامرور کن از خود گذشتن هایت رامرور کن باورهایِ زیرِ پا لِه شده ات رامرور کن که چندین بار برایِ خنديدنش با بغض خنديدیمرور کن چندین بار راهی را رفتی که همیشه ترس و واهمه از آن داشتیمرور کن چندین خطِ قرمزِ خودت را برایِ او سبز کردی دیدی ؟تو همه کار کرده ای !تو عاشق بوده ای !سرت را بالا بگیراشک هایت را پاک کنلبخند بزندر این دنيا بی شک یک نف

ادامه مطلب  

 

بده دستاتو به من تا باورم شه پیشمی...میدونم خوب میدونی تو تار و پود و ریشمیتو که از دنيا گذشتی واسه یک خنده‌ی من....چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن
تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم...ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنمنمیدونم چی بگم که باورت شه جونمی....توی این کابوس درد رویای مهربونمی
(میدونی با تو) پرم از شعر و ستاره(.....میدونی بی تو) لحظه حرمتی نداره(میدونی در تو) این خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره
وقتي حتی پیشمی دلم برات تنگ میشه باز...عشق ت

ادامه مطلب  

 

بده دستاتو به من تا باورم شه پیشمی...میدونم خوب میدونی تو تار و پود و ریشمیتو که از دنيا گذشتی واسه یک خنده‌ی من....چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن
تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم...ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنمنمیدونم چی بگم که باورت شه جونمی....توی این کابوس درد رویای مهربونمی
(میدونی با تو) پرم از شعر و ستاره(.....میدونی بی تو) لحظه حرمتی نداره(میدونی در تو) این خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره
وقتي حتی پیشمی دلم برات تنگ میشه باز...عشق ت

ادامه مطلب  

افسوس  

 
سلام بامرام
امسال تولدتو باعزیزانت جشن گرفتی ومنا تحویل نگرفتی.چه دقایق سخت وسنگینی بود وقتي جشنت بود اما منا نديد گرفتی.کنارم گذاشتی که باخیال راحت کنار اونا باشی وحال من زار شدوغم دلمو پر کرد .من اولویت زندگی هیشکی نیستم دیگه مطمین شدم آه آه آه.نمیدونم چه لزومی داشت وقتي که هنوز حتی تولدت نبود تسلیم برنامه ازپیش تعین شده ی اونا بشی.مگه دلیلی جز جلب رضایت اونا میشه پیداکرد.افسوس افسوس افسوس

ادامه مطلب  

41  

دقیقا مسخرشو درآوردم 
چندروزه حالم خوش نیس درسا خوب پیش نمیره لعنتیا 
 امروز 5ونیم از کلاس اومدم بعدحمام و.... از ساعت 8 تا الان خوابیدم هنوزم خوابم میاد شدید اما استرس آزمون را گرفته ام 
بابت موضوعی بسیاربسیار شدید ناراحت میباشم وتمام ذهنم راپرکرده 
 میترسم از یروزی ... 
 منکه همیشه ازناهار بقیم یه توک میزدم امروز یه دونه ساندویچم نتونستم نصفه بخورم ازکلاس اومدم یه لقمه نون وپنیرخوردم والانم گشنم نی درواقع حوصله هیچی رو ندارم 
هیچیه هیچی 

ادامه مطلب  

هدف الي الله  

اگه برای زندگیت هدف تعیین نكنی اخرش كه میرسی فقط باختی...!...
هدف هم پول و دنيا باشه و تلاش برای زندگی بهتر اخرش پوچیه...!...
.
هدفتون بالاتر از این حرف ها باشه ، هدف سیر در مسیر الله و تشویق همه به این مسیر باشه اخرش میگی خدایا من با این همه اومدم كه ته نداره و بهشون اضافه میشن....
اون وقت میتونی با قلب ارام و ضمیر روشن با امید به فضل پروردگار اخرش رو تموم كنی...
پول و مادیات رو خدا خودش تضمین كرده كه میده....چقد بهش اطمینان داری؟
بسم الله....

ادامه مطلب  

هدف الي الله  

اگه برای زندگیت هدف تعیین نكنی اخرش كه میرسی فقط باختی...!...
هدف هم پول و دنيا باشه و تلاش برای زندگی بهتر اخرش پوچیه...!...
.
هدفتون بالاتر از این حرف ها باشه ، هدف سیر در مسیر الله و تشویق همه به این مسیر باشه اخرش میگی خدایا من با این همه اومدم كه ته نداره و بهشون اضافه میشن....
اون وقت میتونی با قلب ارام و ضمیر روشن با امید به فضل پروردگار اخرش رو تموم كنی...
پول و مادیات رو خدا خودش تضمین كرده كه میده....چقد بهش اطمینان داری؟
بسم الله....

ادامه مطلب  

آخرین....  

بچه كه بودم عاشق سیب بودم. هر چی می‌خوردم سیر نمی‌شدم. یادمه یه شب توو مهمونی مشغول بازی بودم كه چشمم افتاد به آخرین سیب توی ظرف میوه. تا اومدم بِرَم بَرِش دارم یكی دیگه از مهمونا برش داشت! منم اصلا به روی خودم نیاوردم!
چندوقت پیش دلم می خواست كنسرت خواننده ی مورد علاقه مو برم. وقتي رفتم توو سایت فقط یه جای خالی مونده بود. تا اومدم رزروش كنم یكی پیش دستی كرد. منم اصلا به روی خودم نیاوردم!
حالا اگه می بینی من عجله دارم، اگه می بینی من هولم، اگه می

ادامه مطلب  

 

یه زمانی بود
گوشی هامون ساده بودن ب درد اس دادن و زنگ زدن میخوردن
بعد اونم کامپیوتر بود ک اونم یه زمانی خونه نتشون زیاد ب درد بخور نبود مردم میرفتن کافی نت و از دنيای اینترنت استفاده میکرد
یه زمانیم ک حال نت خونه ها خوب شد
منم رفتم تو دنيای مجازی و همون اولشم ک ناشی بودم و ساده
دلمو باختم ب یکی
از دنيای اینترنت پامون یکم گذاشتیم بیرون تر و رفتیم قرار و زنگ و اس
آخرا ک میونمون خوب نبود پامونو ب دنيای تلگرام هم گذاشتیم
اونجا ک رفته بودیم برامون ش

ادامه مطلب  

 

به به .... سلااااااااااام خانومی 
خوبی حاج خانوم؟
چ عجب شد بالاخره پیدات شد تو
از صب کجا بودی ب؟
 
از ظهر خب..
فدات تو از طرف من بیا
 
سلام فدات شم ظهر بخیر خوبی؟
چ عجب بالاخره بیدارشدی
بیا اونور بحرفیم کارت دارم
تو باز از جای من بیا
 
نفسم؟؟؟؟؟
کجا موندی ب؟
 
حاج خاونم؟؟؟؟
فدات شم خوب نیس آدم حاج آقاشو منتظر بذاره هاا
 
من اله اونورم سمت راست رو نگا کن بزن
رفت ی صفحه جدید
 
شب چن میای؟؟
عکسارو‌بگیر آماده کن هاا شب بیا محرفیم باش
 
 
43
آره اله اعصاب

ادامه مطلب  

کاش راه خانه ات این قدر طولانی نبود  

کاش راه خانه ات این قدر طولانی نبود
غیر شیدایی مرا داغی به پیشانی نبود
من که پیشانی نوشتم جز پریشانی نبود
همدمی ما بین آدم ها اگر می یافتم
آه من در سینه ام یک عمر زندانی نبود
دوستان رو به رو و دشمنان پشت سر
هرچه بود آیین این مردم مسلمانی نبود
خار چشم این و آن گردیدن از گردن کشی ست
دسترنج کاج ها غیر از پشیمانی نبود
چشم کافرکیش را با وحدت ابرو چه کار؟
کاش این محراب را آیات شیطانی نبود
من که در بندم کجا؟ میدان آزادی کجا؟
کاش راه خانه ات این قدر طولا

ادامه مطلب  

142  

 
 
امروز صبح نشد برم سرکار
عصری رفتم در مغازه حواسم به کار بود
وقتي اومدم راه بیفتم فهمیدم ترمز دستی یخ کرده انقدر سرچ زدم تا راه حل پیدا کنم ولی چیزی پیدا نکردم اخه یادمه تو خدمت یه رفیقی داشتیم از طرف قوچان اخه قوچان هواش همیشه سرده و یخ بندونی‌چیزی خلاصه ماشین ترمز دستش یخ کرده بود گفت من بلدم درستش کنم پرید جلدی پایین و نمیدونم چیکار کرد ترمزها ول کردن خلاصه من بعد کلی الاف شدن راه افتادم ماشین پیچ و تاب میخورد دم یه اژانس نکه داشتم تا بپ

ادامه مطلب  

برف  

بالاخره شهر ماهم سفیدی برف و به خودش دید!!
از ظهرعصر از خونه نرفته بودم بیرون حتی تا تو حیاطم نرفته بودم خب پرده های پنجره هاهم کشیده بود و نمدونستم چه خبره! تا اینکه همسر زنگید که بیا چنتا وسیله دستم هست بیا ازم بگیر چایی ام بذار که اومدم! گاهی پیش میاد از سر کار مستقیم میاد اینجا اس میده چایی و بذار اومدم^_^
منم تا رفتم تو حیاط دیدم تازه بارون گرفته! ذوق کردم.... من عاشق بارون و هوای گرفته و اینجور چیزام
تا رفتم تو خونه شوهرجان رفت ماشینشو جابه جا

ادامه مطلب  

برف  

بالاخره شهر ماهم سفیدی برف و به خودش دید!!
از ظهرعصر از خونه نرفته بودم بیرون حتی تا تو حیاطم نرفته بودم خب پرده های پنجره هاهم کشیده بود و نمدونستم چه خبره! تا اینکه همسر زنگید که بیا چنتا وسیله دستم هست بیا ازم بگیر چایی ام بذار که اومدم! گاهی پیش میاد از سر کار مستقیم میاد اینجا اس میده چایی و بذار اومدم^_^
منم تا رفتم تو حیاط دیدم تازه بارون گرفته! ذوق کردم.... من عاشق بارون و هوای گرفته و اینجور چیزام
تا رفتم تو خونه شوهرجان رفت ماشینشو جابه جا

ادامه مطلب  

خواب  

همه چی برام مثل خوابه... نمیدونم بیدارم یا خواب... دوسال پات موندم... با همه چیزت کنار اومدم...به خانوادم دروغ گفتم... و از همه بدتر خدا رو از خودم دور کردم...
تا دیروز انگار تو یه کلبه منو نگه داشته بودی که پنجره ای نداشت و میگفتی فعلا وقتش نیست بری بیرون اما بیرون انقد قشنگه، همه جا سرسبزه، همه جا قشنگه، رودخونه ها، درختا، حیوونا، همه دوستت خواهند داشت، هرجا بخوای میتونی بری و شاد باشی، میتونی خوش باشی، میتونی هرکاری که دوست داری بکنی و منم تو ذوق

ادامه مطلب  

S:M  

میخوام از گذشتم بگم از تو.
همه اومدن رفتن. چند صباحی موندن.
ب خودم اومدم دیدم از دار دنيا یکی تو موندی فقط
دیدم عه. اینک اینجا وایساده منم و اون ک کنارم داره راه میاد تویی
خیلیا بودن با اینک کنارم بودن و هروز می دیدمشون اما میدیدم چقد دوریم چقدر فاصله است 
اما تویی ک ازم فرسخ ها  دوری کنارمی و نزدیک.
خیلی تنها شدیم اما هیچوقت همو تنها نزاشتیم
ی وقتا ک از دستت شاکی میشدم بات حرف نمیزدم
ی وقتا باهم خفیف دعوا میکنیم
ی وقتا ب گذشته مون فک میکنیم
دیگه

ادامه مطلب  

31) من چرند... 15 سال دارم!! :/  

از کتابخونه پیاده اومدم یه دختر دبستانی منو دیده به مامانش گفت راهنمایی ها الان تعطیل میشن آره؟!
 
من:))))
مجددا من :|||||  
و در نهایت من ~____~
____________
پ.ن: چهار رفتم شش اومدم یه ساعت و ربع خوندم...
پ.ن': تصمیم گرفتم دیه میزان ساعت مطالعه ام و ننویسم چشم میخورم:/ اگ زیاد شد باعث انگیزه دیگرونم بشه مینویسم

ادامه مطلب  

31) من چرند... 15 سال دارم!! :/  

از کتابخونه پیاده اومدم یه دختر دبستانی منو دیده به مامانش گفت راهنمایی ها الان تعطیل میشن آره؟!
 
من:))))
مجددا من :|||||  
و در نهایت من ~____~
____________
پ.ن: چهار رفتم شش اومدم یه ساعت و ربع خوندم...
پ.ن': تصمیم گرفتم دیه میزان ساعت مطالعه ام و ننویسم چشم میخورم:/ اگ زیاد شد باعث انگیزه دیگرونم بشه مینویسم

ادامه مطلب  

2 |  

اذانِ ظهره و چندمین خبرِ بدِ این روزا هم خودشو رسوند... عروسی محسن :) نمیدونم چندین آدم توی دنيا عروسی عشق اولشون دعوت شدن فقط میدونم سخته... هر چقدر تظاهر کنی،  هر چقدر توی دلت کشته باشیش بازم روش تعصب داری، از اینکه جلوی چشم خودت عاشقانه هاش با کس دیگه ای رو ببینی ناراحت میشی... چند روز بود توی فکرش بودم دوباره ولی نمیدونستم قراره همچین خبری بشنوم ،  قرار نبود عروسی بگیره قرار نبود بیشتر از این... لعنتیا 

ادامه مطلب  

2 |  

اذانِ ظهره و چندمین خبرِ بدِ این روزا هم خودشو رسوند... عروسی محسن :) نمیدونم چندین آدم توی دنيا عروسی عشق اولشون دعوت شدن فقط میدونم سخته... هر چقدر تظاهر کنی،  هر چقدر توی دلت کشته باشیش بازم روش تعصب داری، از اینکه جلوی چشم خودت عاشقانه هاش با کس دیگه ای رو ببینی ناراحت میشی... چند روز بود توی فکرش بودم دوباره ولی نمیدونستم قراره همچین خبری بشنوم ،  قرار نبود عروسی بگیره قرار نبود بیشتر از این... لعنتیا 

ادامه مطلب  

دنیا  

به دنيا سلام وبه دنيا جواب
همه هستی من به دنيا خطاب
نه گفتار دارم که از من بود
نه رفتار دارم که خاکی بود
همه حرفم اینست پویا شوم
چو نامم تهی از تمنا شوم
به عشقم سلامو زعشقم سکوت
چو من نیست دیوانه معنا شوم
به مهدم سلامو زمهدم سکوت
چو این است نامش چه تنها شوم
خدایا به دنيای من رحم کن
که من عاشقم.عشق شیدا شوم
سکوتم نه از ترس این بزم بود
که بی خانه را ترس دنيا نبود
ندارم دگر طاقت این فراق
خدایا رسانش که مهدیه بود

ادامه مطلب  

دنيا بدون مردها جاى قشنگ ترى ميشه حكما...  

تحمل آدمها گاهى وقتها سخت میشه،مخصوصا اگه مرد باشن!!اول صبح از دست مردى حرص خوردیم كه بعد یك ماه دوندگى دخترش باز بامبول درآورده بود كه نه،كارت رو انجام نمیدم،بعد با فك زدن یه بند مردى كه میخواست معامله اش جوش بخوره و شیرین گندمك شده بود و هى چرت و پرت به هم میبافت و شب هم دار دار عمو!!بعد گشت و همراهى با دخترخارجى با كلى حس خوب كه چقدر خوب شد كه میتونم تنها قدم بزنم یه مسیرى رو پیاده رفتم تا خونه عمو با كلى حرف از اتفاقایى كه افتاده بود اما وقتى

ادامه مطلب  

دنيا بدون مردها جاى قشنگ ترى ميشه حكما...  

تحمل آدمها گاهى وقتها سخت میشه،مخصوصا اگه مرد باشن!!اول صبح از دست مردى حرص خوردیم كه بعد یك ماه دوندگى دخترش باز بامبول درآورده بود كه نه،كارت رو انجام نمیدم،بعد با فك زدن یه بند مردى كه میخواست معامله اش جوش بخوره و شیرین گندمك شده بود و هى چرت و پرت به هم میبافت و شب هم دار دار عمو!!بعد گشت و همراهى با دخترخارجى با كلى حس خوب كه چقدر خوب شد كه میتونم تنها قدم بزنم یه مسیرى رو پیاده رفتم تا خونه عمو با كلى حرف از اتفاقایى كه افتاده بود اما وقتى

ادامه مطلب  

فاضل نظری : ای بی وفای سنگدل قدرناشناس!  

فاضل نظری :
ای بی وفای سنگدل قدرناشناس!از من همین که دست کشیدی تو را سپاسبا من که آسمان تو بودم روا نبودچون ابر هر دقیقه درآیی به یک لباسآیینه ای به دست تو دادم که بنگریخود را در این جهان پر از حیرت و هراسپنداشتی مجسمه سنگ و یخ یکی ست؟کو آفتاب تا بشوی فارغ از قیاسدنيا دو روز بیش نبود و عجب گذشت!روزی به امر کردن و روزی به التماسمگذار ما هم ای دل بی زار و بی قرارچون خلق بی ملاحظه باشیم و بی حواس

ادامه مطلب  

فاضل نظری : ای بی وفای سنگدل قدرناشناس!  

فاضل نظری :
ای بی وفای سنگدل قدرناشناس!از من همین که دست کشیدی تو را سپاسبا من که آسمان تو بودم روا نبودچون ابر هر دقیقه درآیی به یک لباسآیینه ای به دست تو دادم که بنگریخود را در این جهان پر از حیرت و هراسپنداشتی مجسمه سنگ و یخ یکی ست؟کو آفتاب تا بشوی فارغ از قیاسدنيا دو روز بیش نبود و عجب گذشت!روزی به امر کردن و روزی به التماسمگذار ما هم ای دل بی زار و بی قرارچون خلق بی ملاحظه باشیم و بی حواس

ادامه مطلب  

(47)  

سلااااامخوبم خداروشکر.. اوضاع اوکیه . امروز صبح که رفتم اول ازمایشگاه .. یعنی شبکه بهداشت .. خیلی بد بود .. ازمایشو خیلی بد گرفت ... خب میترسم به من چه . البته الان خیلی بهتر شدن قبلا خیلی غربتی بازی درمیوردم ..الان دیگ اوکیه . بعدشم خانم دکتر خیلی بداخلاق بود .. خب من کلا وقتي میترسم خیلی بد پیدا میشه رگم .. واسه سرم زدن هم همیشه دردسر دارم با آنژیکت واسم میزنن همیشه .. بعدشم ک اومدم صبحونه خوردم و رفتم یونی .. راستی قبلش رفتیم محضر گفت بازنشسته قبول نم

ادامه مطلب  

(47)  

سلااااامخوبم خداروشکر.. اوضاع اوکیه . امروز صبح که رفتم اول ازمایشگاه .. یعنی شبکه بهداشت .. خیلی بد بود .. ازمایشو خیلی بد گرفت ... خب میترسم به من چه . البته الان خیلی بهتر شدن قبلا خیلی غربتی بازی درمیوردم ..الان دیگ اوکیه . بعدشم خانم دکتر خیلی بداخلاق بود .. خب من کلا وقتي میترسم خیلی بد پیدا میشه رگم .. واسه سرم زدن هم همیشه دردسر دارم با آنژیکت واسم میزنن همیشه .. بعدشم ک اومدم صبحونه خوردم و رفتم یونی .. راستی قبلش رفتیم محضر گفت بازنشسته قبول نم

ادامه مطلب  

يك دو سه حس زيباي زندگي از نو ...  

صبح جمعه زیبا، هوای ملس شیراز  پس از باران 
بعد یك پیاده روی  طولانی در جاشیه رودخانه خشك ...
حس زندگی كه من این روزها از ان سرشارم برگشتم به ارامش چهار سال پیش با اندكی تجربه كه این یعنی  می توانی از چهار سال پیشت هم بهتر بشوی .
نه اینكه چاله چوله و دست انداز و بالا و پایین نباشد نه ...:این چالشها خود زندگست ولی  من یاد گرفته ام برای خواسته های درست و منطقیم بجنگم  بروم زحمت بكشم . برای چیزی كه می خواهم . ...چه ببرم چه ببازم سرم را بالا بگیرم خفیفانه

ادامه مطلب  

پنجشنبه ها ...  

پنج شنبه ها حس و حال عجیبی دارندخاطرات یك هفته بر دوش هایشان سنگینی می كند...نه نای برگشتن دارندونه پای جمعه شدن!!كاش می شد از روی جمعه های لعنتی این روزها گذشتكاش می شد رفت و خاطرات تو را نديد...كاش می شد چشم ها را بست و غروب پنج شنبه ها را كشت كه دلهره ی جمعه های غم زده را به جان بیچاره ام نندازند...كاش هیچوقت پنج شنبه ها دلیل آمدن جمعه ..

ادامه مطلب  

 

تنها آرامشم فقط این وبه 
خیلی  دوسش دارم 
غرورم اجازه گفتن خیلی حرفا رو به خودم نمیده ولی اینجا ک مینویسم آروم میشم 
البته آرامشی تواین تقدیروجودنداره  
کاش بمونه این حرفا دوس دارم در اینده دخترم بخونشون 
یا وبو یا دفتره رو 
زمان بسرعت میگذره ولی واسه من متوقف شده 
خیلی احساس تنهایی کردم مطلقا هیچکی نبود ک باهاش حرف بزنم 
هیچ کسی ک بشه بهش تکیه کرد نبود. این محسن هم   ..... 
اگ از رو تنهایی نبود عمرا اگ اشتباهاتموتکرار کنم 
به یاد خیلی وقت پیش

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1